مصوبه حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵ با رقم حدود ۱۴ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان، تثبیت رسمی دستمزدی چند برابر پایینتر از خط فقر است؛ این مصوبه تصمیمی آگاهانه برای تعمیق فقر و واداشتن طبقه کارگر به زندگی حداقلی و فرسایشی است.
این رقم در شرایطی اعلام میشود که ارزیابیهای مستقل کارگری و مشاهدات عینی کارگران نشان میدهد که نرخ سبد هزینه یک خانوار کارگری به بیش از ۸۰ میلیون تومان در ماه رسیده است. این بدان معناست که حداقل دستمزد مصوب، عملاً بیش از پنج برابر کمتر از هزینههای واقعی برای زندگی است. این شکاف بیانگر فروپاشی کامل معیشت و راندهشدن میلیونی کارگران به زیر خط فقر است.
فرآیند تعیین این دستمزد چیزی جز یک فریب سازمانیافته نیست. ساختاری که تحت عنوان «شورای عالی کار» معرفی میشود و مدعی حضور نمایندگان کارگران، کارفرمایان و دولت است، در واقع فاقد هرگونه نمایندگی واقعی از طبقه کارگر است. نمایندگان موسوم به کارگری، منصوب و وابسته به نهادهای حکومتی و امنیتی هستند و هیچ پیوندی با اراده و مطالبات کارگران ندارند. در سوی دیگر، با توجه به آنکه دولت و نهادهای وابسته به آن بزرگترین کارفرمای کشور هستند، مفهوم «نماینده مستقل کارفرما» نیز عملاً بیمعناست. آنچه وجود دارد، سازوکاری یکدست و حکومتی است که با صحنهسازی سهجانبهگرایی، تلاش میکند این تصمیمات را مشروع جلوه دهد. این سازوکار، یک فریب آشکار علیه طبقه کارگر ایران و نهادهای کارگری جهان است.
حتی همین دستمزد تحمیلی نیز چشمانداز پایداری ندارد. در شرایط بحران عمیق اقتصادی، تورم افسارگسیخته و پیامدهای ویرانگر جنگ، این افزایش ناچیز در مدت کوتاهی بیاثر خواهد شد. روندهای موجود نشان میدهد که جامعه در آستانه یک ابرتورم و سقوط شدیدتر سطح زندگی قرار دارد؛ وضعیتی که در آن همین حداقل دستمزد نیز ممکن است تنها کفاف چند روز هزینههای زندگی یا صرفاً بخشی از اجاره مسکن را بدهد.
پیامدهای این وضعیت هماکنون بهروشنی در زندگی روزمره کارگران قابل مشاهده است:
- حذف گسترده اقلام اساسی از سفره کارگران؛ بهگونهای که گوشت قرمز و ماهی عملاً از دسترس خارج شده و گوشت مرغ و برنج نیز در حال حذف شدن است؛
- کاهش شدید مصرف مواد غذایی ضروری از جمله لبنیات؛
- کاهش توانایی تامین نیازهای اساسی برای نوزادان؛
- ناتوانی روزافزون در تأمین هزینههای آموزش و تحصیل فرزندان؛
- تبدیل خدمات بهداشت و درمان به کالاهایی لوکس و دور از دسترس برای بخش وسیعی از جامعه؛
- گسترش بیخانمانی و حاشیهنشینی؛
- و افزایش کار کودکان بهعنوان یکی از پیامدهای مستقیم فروپاشی معیشتی خانوادهها.
اینها نشانههای یک فاجعه اجتماعی عمیق است که زندگی و آینده میلیونها انسان را به نابودی کشانده است.
در همین حال، سیاستهای لایحه بودجه حکومت در سال ۱۴۰۵ نیز بر همین مسیر حرکت میکند. تعیین دستمزدها و حقوق کارمندان دولت، بدون توجه به واقعیتهای معیشتی، به معنای گسترش فقر به بخشهای وسیعتری از نیروی کار است. در واقع کل ساختار اقتصادی و سیاسی موجود، بر پایه بازتولید سازمانیافته فقر و نابرابری بنا شده است.
این فاجعه نتیجه مستقیم یک نظام اقتصادی-سیاسی است که بر استثمار، سرکوب و نابودی سازمانیافتگی طبقه کارگر بنا شده است. نبود تشکلهای مستقل و سراسری کارگری، نهتنها امکان سازماندهی مبارزه جمعی را محدود کرده، بلکه حتی باعث شده که تصویر واقعی این فاجعه بهدرستی ثبت و منعکس نشود. در نتیجه، کارگران و خانوادههای آنان بهصورت فردی و پراکنده این رنج عظیم را تحمل میکنند، در حالی که ظرفیت تبدیل آن به یک نیروی اجتماعی سازمانیافته سرکوب شده است.
در کنار این بحران، خطر جنگ، که محصول سیاستهای جنگافروزانه جمهوری اسلامی و رقابت بلوکهای قدرت جهانی و منطقهای است، اکنون به یک واقعیت عینی تبدیل شده است. این جنگ هیچ نسبتی با منافع کارگران و مردم ایران ندارد، اما بار اصلی آن بر دوش آنان تحمیل میشود و ویرانی آن مستقیماً زندگی و معیشت طبقه کارگر را هدف قرار میدهد.
کنفدراسیون کار ایران – خارج از کشور تأکید میکند:
هیچ راهی برای بهبود وضعیت کارگران در چارچوب این نظام وجود ندارد. این ساختار باید بهطور کامل برچیده شود و تنها از مسیر سرنگونی آن است که امکان تغییر واقعی بهوجود میآید.
در عین حال، این تغییر تنها از طریق دخالت مستقیم و سازمانیافته طبقه کارگر و سایر نیروهای اجتماعی ممکن است. بدون سازمانیابی مستقل، سراسری و از پایین، هیچ تغییری، حتی در ابتداییترین سطح معیشت، پایدار نخواهد بود.
کارگران باید در شوراها و تشکلهای مستقل خود متشکل شوند، شبکههای همبستگی را گسترش دهند و سازمانهای سراسری خود را ایجاد کنند تا بتوانند هم در عرصه سیاسی و هم در مبارزه برای دستمزد، شرایط کار و معیشت، به نیرویی مؤثر و تعیینکننده تبدیل شوند.
ما همچنین بر اهمیت همبستگی بینالمللی طبقه کارگر تأکید میکنیم. اتحادیهها و نهادهای کارگری در سراسر جهان باید بدانند که کارگران ایران در یکی از سختترین شرایط ممکن در حال مبارزه برای بقا و کرامت انسانی هستند. حمایت از حق تشکلیابی مستقل، انعکاس واقعیتهای زندگی کارگران در ایران و اعمال فشار بر دولتها برای پایاندادن به سیاستهایی که جان و معیشت مردم را نابود میکند، از وظایف فوری جنبش کارگری جهانی است.
کنفدراسیون کار ایران – خارج از کشور در راستای تقویت سازمانیابی مستقل و سراسری طبقه کارگر ایران و همچنین گسترش همبستگی بینالمللی کارگران شکل گرفته و تلاش میکند گامی در جهت پیشبرد این اهداف بردارد. با این حال، ابعاد بحران بهگونهای است که نیازمند گسترش این تلاشها در سطحی بسیار وسیعتر است.
طبقه کارگر ایران امروز در شرایطی قرار گرفته که ادامه این وضعیت به معنای فروپاشی کامل زندگی و آینده نسلهای بعدی است. این وضعیت باید متوقف شود و این تنها با قدرت سازمانیافته کارگران و همبستگی سراسری آنان ممکن است.
کنفدراسیون کار ایران – خارج از کشور
۱ فرودین ۱۴۰۵




